محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
130
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
شاهد آفرينش آنها بودهاند ؟ ! گواهى آنان نوشته مىشود و ( از آن ) بازخواست خواهند شد . » « 1 » و نيز در آيهاى ديگر : « آيا آنان بىهيچ آفريده شدهاند ، يا خود خالق خويش هستند ؟ ! » « 2 » بنابراين به طور كلى هيچ راهى براى شناخت آغاز انسان و چگونگى خلقت او به جز استناد به وحى الهى ، وجود ندارد و امام على عليه السّلام در سخنانش از آفرينش انسان تنها از همين منبع بهره برده است . انسانها يك سلسله به هم پيوستهاى هستند كه از آدم ابوالبشر آغاز شده است و نمىدانيم كه پايانش با كدامين مولود خواهد بود . هر مؤمن و منكرى مىپذيرد كه تمام انسانها ، چه آنان كه بودهاند و اكنون نيستند و چه آنان كه خواهند آمد ، همگى از خاك و باد و آب اين زمين پديد آمدهاند و همگى مهمانانى چند روزه بر آن بوده و ناگزير به آن خواهند برگشت و هيچ اختلافى ميان انسانها در اين باور وجود ندارد . آن چه اختلاف انگيخته ، پاسخ به اين پرسشها است كه آيا انسان پيش از اين دنيا در جهان ديگرى بوده است و چگونه به روى زمين آمد ؟ آيا از ابتدا نيز بر همين شكل و هيأت بود و يا حالت و اندازهاى ديگر داشت ؟ از چه زمانى بر روى زمين مىزيد ؟ عناصر سازنده آن كدامند و چه كسى آنها را پديد آورده است ؟ هدف از وجود او چيست و آيا رسالت خاصى بر روى اين كره دارد و يا اين كه طبق باور وجودگراها بايد زندگى خود را بر اساس اراده و آزادى خويش و آن چه مىپسندد ، بسازد ؟ همچنين آيا پس از مرگ از زمين خارج مىشود و دوباره
--> ( 1 ) . أَ شَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُكْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ يُسْئَلُونَ زخرف / 43 : 19 . ( 2 ) . أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخالِقُونَ طور / 52 : 35 .